با مبلغي ظاهرا مسيحي که در وبلاگ ها فعال است، بحث هايي در رابطه با انحرافات مسيحيت مانند تثليث داشتم که در پيام هاي پيشين وبلاگم موجود است. ظاهرا وي فعال است و با وبلاگ هاي ديگر هم بحث هايي دارد. گوشه اي از بحث هاي او را با آقاي حسيني در وبلاگ عاشورا (azadary.blogfa.com) مي آورم . وعده ما راهپيمايي 22 بهمن براي پاسخ عملي به اين جناب عمانوييل و دوستان. سوالات منطقي آقاي حسيني و نوع پاسخ هاي عمانوييل را ببينيد:
حسيني ... به جناب عمانوييل
اين تيغ زني ها و قمه زني ها و تعزيه و سنج و طبل و نوحه و ضجه و شمايل کشي شيعه تقليد کوري هستند از ۳ مراسم 7mysters, miracles ,passions که ساليانه در سالگرد شهادت مسيح در لورد دقيقا به همين شکل برگزار مي شود. آيا کليسا اينها را تا چه حد قبول دارد؟
آيا کليسا چون عالمان شيعه اين کارها را حرام مي داند يا حلال؟
اين مراسمات در کدام کشورها بيشتر انجام مي شود؟ ايتاليا؟فيليپين يا...؟
عمانوئيل آسماني
سلام بر شما.
دوست عزيز من به نوبه خودم تا اين لحظه چنين صحنه هايي را نديده ام. اما سوالي هم من از شما دارم چرا شيعه و سني با هم در تضاد و مخالفت هستند و چشم ديدن همديگر را ندارند؟
حسيني به ...جناب عمانوييل
با سلام به موحدان تاريخ
جناب عمانوييل
در زاهدان و يزد و تهران و ساير شهرهايي که هم شيعه دارد هم سني کلا در کشور ما ايران که شيعه و سني با هم در تضاد نيستند ولي در عراقي که در اشغال آمريکايي ها ست در مناطقي که تحت نفوذ کمتر شيعيان و سني هاي فهيم است با هم در تضاد نمايش داده مي شوند. پيدا کنيد پرتقال فروش را ؟!
کم کم دارم مطمين مي شوم جناب عالي و ساير مستبشرين مسيحي جاده صاف کن استعمار و برنامه هاي تفرقه افکنانه آن هستيد مثل اسلاف ميسيونر تان؟
شيعه و سني در هر جايي که توطئه هاي غربي ها ي گردن کلفت اقتضا کند با هم در تضاد شده مي شوند!
عمانوييل اين بار خيلي زودتر از بحث هايش با وبلاگ من، براي حسيني با تندي نوشت:
«سلام بر شما.
دوست عزيز ولي در اروپا من برعکس اين حرفهاي شما دارم مي بينم. نفرتي که بين شيعه و شني در اروپا وجود دارد.
تا ميگن اشد و مشد لطفا نياندازيد به گردن استکبار جهاني و امپرياليسم و امريکا خونخوار. از ما است که بر ماست. چطور در کشوري مثل ايران سني ها حتي يک مسجد از خودشان ندارند؟ احتياجي به توطئه غرب نيست چون غرب فعلا خودش بازيچه دست اسلام قرار گرفته است. لطفا مشکل را در خودمان پيدا کينم نه اينکه براي فرار از مشکل بياندازيم گردن ديگران.
مسيحيت واقعي با سياست اصلا کار ندارد. من مسيحيت در امريکا و انگليس نمي بينم و حتي اسلام را در کشورهاي اسلامي نمي بينم. من مسيحيت را در شهيدان کليساي ايران مي بينم من اسلام را در شهيداني مي بينم که بخاطر خودخواهي سران کشورهاي اسلامي زير تانک و روي مين رفتند و و عاشقانه براش کشورشان جنگيدند اما يک مشت مفت خور امدند و همه چيز را به پاي خودشان نوشتند. من مسيحيت و اسلام را در زنجير زدن و اين چيزها نمي بينم. اگر ما واقعا ادعا داريم بايد پيام آوران صلح باشيم نه جنگ
بدانيد هيچکدام از کشورهاي غربي نماينده مسيحيت در جهان نيست حتي من پاپ را بعنوان رهبر مسيحيان هم قبول ندارم او فقط يک شخصت سياسي اي بيش نيست وگرنه براي تشکيلاتشان سفارت نمي داشتند. مسيحي که زنده است اصلا نيازي به وکيل و نماينده ندارد. البته اين مورد در اسلام فرق مي کند گويا جمهوري اسلامي شده پرچم دار اسلام در جهان ولي راهي که مي رود به بي راهه است و ترکستان نه سعادت.
من الله التوفيق»
اما اين بار من هم براي اين جناب آقاي عمانوييل آسماني مي نويسم:
جناب عمانوييل!
آن چنان نوشته ايد « نفرتي که بين شيعه و شني در اروپا وجود دارد.» که انگار تمام اروپا کف دست شماست. نهايتش اين است که شما در انگليس هستيد. جناب در ايران ما در بسياري از شهرهاي شيعه نشين مثل مشهد هم سني ها مسجد دارند.حتي امام جمعه و نماز جمعه مخصوص به خود دارند. از شما و حرف هاي نامربوطي که نوشته ايد، تعجب مي کنم. ظاهرا راهبرد شما در نوشته هايتان اختلاف اندازي بين شيعه و سني است.
دوست من!
استعمار و استحمار، واقعا وجود دارد؛ شما قبول داشته باشيد يا نه. اکنون استراتژي استعمارگران انگليسي و آمريکايي و اسراييلي اختلاف افکني بين برادران شيعه و سني است و در سياست هاي مختلف آنها در کشورهاي عراق و افغانستان و برخي کشورهاي اروپايي شاهديم.
آقاي عمانوييل!
اين حرفتان را توضيح دهيد که يعني چه؟! :« غرب فعلا خودش بازيچه دست اسلام قرار گرفته است» بله پس از 11سپتامبر سياست گسترش اسلام هراسي در راس سياست هاي روبه صفتانه غربي ها قرار گرفت.
کيست که نداند بن لادن دست پخت سازمان سيا بوده است؟
کيست که نداند صدام را سيا ياري رساند تا رئيس جمهور قبلي عراق را از کار برکنار کند و به قدرت برسد. کيست که نداند مستر همفر انگليسي را جاسوس خانه هاي انگليس مکار به ايران و عراق و عثماني فرستادند تا وهابيت را در راستاي اهداف استعماري تاسيس کند؟!
کيست که نداند غرب و شرق عالم جولانگاه يهود صهيون انديش و صهيونيسم مسيحي است؟!
کيست که خاندان هاي روچيلد و ساسون و راکفلر و ... را نشناسد؟
کيست که فراموش کرده باشد ميسيونرها از صفويه به بعد جاده صاف کن استعمار بوده اند؟!
نوشته ايد:« من مسيحيت را در شهيدان کليساي ايران مي بينم من اسلام را در شهيداني مي بينم که بخاطر خودخواهي سران کشورهاي اسلامي زير تانک و روي مين رفتند و و عاشقانه براش کشورشان جنگيدند »
ببخشيد آقاي عمانوييل!
حقيقت جنگ، بين ايران و سران کشورهاي مسلمان بود يا جنگ بين اسلام ناب و جبهه مسلمان نماهاي غربگرا و فراماسونر و جاه طلبِ نوکرِ انگليس و آمريکا؟!
جناب! مردم ايران بيدارند و سياست هاي رسانه اي شما ميسيونرها در انگليس و غرب ، در ايران جواب نمي دهد. متاسفانه و خوشبختانه اسلام چون مسيحيت محرف فعلي سه گانه پرست و ذلت پذير نيست؛ بلکه صلح عزتمندانه را مي خواهد.
آقا! نوشته ايد:« اگر ما واقعا ادعا داريم بايد پيام آوران صلح باشيم نه جنگ »
اگر يک بار اخبار را از کانال کثيفي چون فاکس نيوز هم ببينيد مي فهميد که مسيحيت بوش صفت سردمدار جنگ و اختلاف بين شيعه و سني است و ايران شيعي سردمدار صلح عادلانه و اتحاد شيعه و سني و مسيحيت متعادل در مقابل صهيونيسم مسيحي و يهودي. جنابعالي هم که احتمالا ايراني الاصل هستي مردم خود و اسلام را نشناخته ايد که چنين سخن مي رانيد.
آقاي عمانوييل!
نوشته ايد: «من پاپ را بعنوان رهبر مسيحيان هم قبول ندارم»
مگر شما کاتوليک نيستيد؟ بله اگر پروتستان يا فرقه ديگري باشيد حرفتان تا حدي پذيرفته شده است. البته بگذريم که برخي حرف هاي شما باعث شده به برخي حرف هاي شما به ديده ترديد بنگرم.
جناب عمانوييل!
فردا در راهپيمايي 22 بهمن نتيجه شب بيداري هاي خود و وبلاگ نويسي خود و تبشير خود و تبلبغات بي انصافانه و تند خود را ببينيد. ببخشيد کمي من هم چون شما کمي صريح حرف زدم. خود خواستيد.
نوشته ايد:« مسيحيت واقعي با سياست اصلا کار ندارد»
دوست من !
مگر حضرت مسيح(عليه السلام) با افعي صفتان رومي و فريسيان فريبکار نمي جنگيد؟ انجيل که مي خوانيد! چه کساني و به چه جرمي مسيح(عليه السلام) را مي خواستند مصلوب کنند؟! پس دخالت در سياست چيست؟
راستي با کمال تعجب در پايان نوشته ايد : « من الله التوفيق»
مگر الله راقبول داريد؟! جناب پت رابرتسون مشهور،که مي شناسيدش، نوشته بود که الله همان خدا نيست! مگر شما خدا يا خدايان تثليثي شما پدر، پسر و روح القدس نبودند؟! نکند شما هم مسلمان يا يهودي هستيد که در راه تنبليغ مسيحيت قدم گذارده ايد با کدام هدف؟ دم خروس را باور کنيم يا قسم ...؟!
در پايان، يکي از نوشته هاي پيشين عمانوييل در جواب به نوشته ای از خودم را(جمعه 15 دي1385 ساعت: 11:16)را مي آورم که نشان مي دهد چقدر ايشان منطقي هستند:
سلام بر شما.
متاسف هستم که شما اينچنين متعصبانه داريد به مسيحيت نگاه مي کنيد. شک کردن يا شک نکردن شما براي من مهم نيست. شما خودتان مي توانيد تحقيق کنيد و صحت ايماني آن افراد را متوجه بشويد. و اين کار شما و ديگران هيچگاه از خدا بودن عيسي مسيح کم نخواهد کرد. مسيح فرمود هر که از ما نباشد بر ضد ما است. شما هم کلام مسيح خداوند و مسيح خداوند را نپذيرفتيد پس بايد خدمتان عرض کنم خاک کفشهايم را در وبلاگ شما هم مي تکانم و ديگر اينجا نمي آيد. شايد پيش خودتان بگويي داريد فرار مي کنيد اشکالي ندارد شما اينطور فکر کنيد.
ولي بزار يک مطلبي را بسيار جدي بهتون بگم. اگر دنيا داراي 6 ميليارد و يک نفر جمعيت باشد. و من اون يک نفر باشم و اون 6 ميليارد همه با هم بگويند مسيح خدا نيست و مسيحيت تحريف شده است بدان که در برابر اين 6 ميليارد مي ايستام و مقتدرانه مي گويم مسيح خداوند است و کلام او کلام حق و مسيحيت تحريف نشده است و بدان پيروز هم خواهم بود. چون مسيحي که در من است از اين جهان قدرتمند تر است.
متاسف هستم براي شما که هديه اي بسيار با ارزش و گرانبها را که از جانب خداوند عيسي مسيح آورده شده است يعني نجات از گناهانتان را رد کرديد. و اشک بر چشمانم جاري کرديد چون در تاريکي و هلاکت ماندگار شد.
خدا حافظ
ممنون از حوصله شما/محقق
نقشه سيا براي نابودي فرهنگ عاشورا و مرجعيت و تشيع
انهدام شيعه با تحريف و خرافه
تاريخ جعل وگسترش قمه زني
تا حدود قرن هيجدهم سه امپراطوري بزرگ دنيا، هند و ايران و عثماني مسلمان بودند که بر تمام جهان متمدن آن روز، حکومت هاي مرفه و مقتدري پديد آورده بودند. اسپانيا و فرانسه و هلند وانگليس به رهبري زرسالاران يهودي و مسيحيان صليبي، به فکر افتادند که مقاومت مسلمين را بشکنند. انگليسي هاي تازه به دوران رسيده، براي رسيدن به اين هدف چاره هايي جستند؛ از جمله: در هند و ايران، هسته اصلي مقاومت را شيعيان تشکيل مي دادند. اينان از شيعيان هندوستان شروع کردندکه از مرکز تشيع و مرجعيت نجف به دور بودند. انگليسي ها از جهل و سادگي شيعه و عشق زياد آنان به امام حسين(ع)سوء استفاده نمودند و قمه و شمشيرزني بر پيشاني را جعل کرده و به آنان آموختند... متاسفانه برخي شيعيان هند، اين بدعت را بدون مجوز علما و نواب امام زمان(عجل الله فرجه)پذيرفتند!
...وكوبيدن شمشير بر سر و پيشاني در سوگ سيدالشهدا(عليه السلام) در روز عاشورا، توسط استعمار انگليس، از هند به ايران و عراق رخنه نمود. تاگذشته هاي نه چندان دور، سفارت بريتانيا در تهران و بغداد هم، هيئت هاي عزاداري را که به آن صورت انزجارآور و زشت در كوچه و خيابان ها ظاهر مي شدند، تأمين مالي مي نمود و اينچنين اين بدعت خرافي فراگير شد. اما علماي بيدار مسلمان که هميشسه حافظ اين دين مبين بوده اند از ابتدا، موضع گيري هايي عليه اين بدعت خطرناک داشته اند.
غرض از سياست استعماري انگليس از كمك به رشد اين مراسم زشت، اعطاي دليلي معقول براي استعمارش بود. استعمار انگليس مي خواست ثابت كند كه مردمان مستعمره هند و كشورهاي اسلامي ديگر كه به آن صورت وحشيانه در خيابان ها ظاهر مي شوند، احتياج به ولي و قيمي دارند كه آنان را از جهل و توحش موجود برهاند. در نتيجه عكس و تصاوير دسته هاي عزادار كه در روز عاشورابه زنجير به پشت خود نواخته و باشمشير و قمه برسر خود مي كوفتند وخون هايي که در نتيجه اين جريانات جاري مي شد، در روزنامه هاي بريتانيا واروپا به چاپ مي رسيد ...و هنوزهم سايت ها و وبلاگها ونشريات ضد اسلامي و ضدشيعي با تصاوير اين مراسم خرافي، عليه اسلام، تبليغات شديدي مي کنند. سياستمداران استعمارگر در نتيجه اين تصويرها، استعمارِ اين كشورها را به عنوان واجبي انساني اعلام مي كردند كه مي تواند مردم آن كشورها را از جهل و توحش رهانيده و به جاده تمدن و پيشرفت رهنمون سازد. هنگامي كه ياسين هاشمي، نخست وزير عراق در عهد استعمار انگليس براي گفتگو جهت پايان دادن استعمار، به لندن رفت. انگليسي ها به او گفتند: ما به خاطر كمك به مردم عراق به آنجا آمده ايم، تا آنان را از توحش و حماقت خارج ساخته و مزه سعادت را به آنان بچشانيم! و البته نخست وزير عراق در برابر فيلمي مستند از مراسم مهيب و نفرت آور شمشير كوبي و قمه زني مردم عزادار نجف، كربلا و كاظمين، حرفي براي دفاع از شيعيان نداشت!
منبع: abarkooh.parsiblog.com

